روان شناسی مثبت گرا
Browsing Category

رشد و توسعه فردی

عزت نفس

دوران کودکی همراه با یک خودشیفتگی اولیه است. همزمان با دورانی که کودک این تصور را دارد که هر نیازی داشته باشد به سرعت برآورده می شود. خروج از این خودشیفتگی اولیه هنگامی است که کودک شروع به سرمایه گذاری عشق بر روی یک سوژه ی بیرونی می کند و یاد می گیرد که "دوستت دارم"، "دوستم داری". در واقع این زوج ارتباط را می سازد و عزت نفس (self-esteem) را در او شکل می دهد و او به این باور می رسد که "من دوست داشتنی هستم" . طبق تقسیم بندی فروید، عزت نفس (self-esteem) دو مسیر را می سازد: 1. آرمان خود؛ که منظور عشق به خود است که به سوی یک ایده…

رشد و توسعه فردی دانشجویان

زمانی که راهی دانشگاه در شهر بزرگی شد، هر روز که از شروع ترم می گذشت بیشتر شوکه می شد. واحدهای درسی در دانشگاه نسبت به مدرسه ی او در شهر کوچک شان بسیار سنگین تر و پیچیده تر بود و نحوه ی برگزاری کلاس ها نیز بسیار متفاوت شده بود. حتی متوجه لهجه برخی از اساتید نمی شد. در اکثر درس ها می بایست کار عملی انجام تحویل می داد و سر کلاس کنفرانس ارائه می کرد، کارهایی که برای او تازه و دشوار بود. او به جای پذیرش نیاز به تغییر، تمام سعی خود را می کرد که از آن موقعیت ها بگریزد حتی به قیمت از دست دادن نمره ی آن بخش ها و تمرکز خود را بر روی…

هدفمندی برنامه نویسان و توسعه دهندگان

مسیر زندگی حرفه ای (کارراهه) تعداد کمی از برنامه نویسان و توسعه دهندگان نرم افراز مسیر زندگی حرفه ای خود را به طور فعال و منظم مدیریت می کنند. اما واقعیت این است که موفق ترین توسعه دهندگان شانسی به موفقیت دست نیافته اند. آن ها هدفی در ذهن دارند که برای دستیابی به آن طرحی جامع که خوب در مورد آن فکر کرده اند، دارند. اگر به راستی می خواهید در دنیای رقابتی توسعه نرم افزاری به موفقیت دست یابید، باید چیزی بیشتر از فقط جلا دادن رزومه خود انجام دهید. می بایست در طول مسیر به مسائل فکر کنید و در مورد این که بهتر است چه اقدامی را، در…

مراقبه فعالیتی عجیب و دور از دسترس نیست!

زمانی که نلسون ماندلا به عنوان رهبر آفریقای جنوبی و یک الگوی الهام بخش در جهان برای اولین بار به فرانسه سفر کرد، از او پرسیده شد، بیشتر از همه و اول دوست دارد چه کاری انجام دهد و به کجا برود، به برج ایفل برود یا به موزه لوور، رستورانی عالی یا موسیقی یا ... و پاسخ او این بود که می خواهد گوشه ای بنشیند و کاری انجام ندهد. شاید در نگاهی سطحی نشستن و کاری نکردن، به نظر نادرست، غیرمسئولانه و بی احساسانه به نظر برسد اما ماندلا عمیقا از مراقبه، حضور ذهن و کیفیت بخشیدن به تجربه آگاه بوده است. همیشه و هر روزه کارهای زیادی برای انجام…

۵=۲+۲

آیا 5 = 2+2 شما را عصبانی می کند؟ اگر این معادله یا هر باور مخالفی، خشم درون شما را بیدار می کند و عصبانی می شوید، نشان می دهد که شما ناخودآگاه می دانید که دلیل مناسب و قابل قبولی برای عقیده ی خود و آن چه فکر می کنید، ندارید. اگر کسی ادعا کند که دو به علاوه دو می شود پنج، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی می کنید، مگر آن که دانش حساب کردن شما آن قدر کم باشد که این حرف ها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. بیشتر بحث های بسیار تند، آن هایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث، دلایل کافی و نگرش مناسب ندارند. شکنجه در الاهیات به…

جهت گیری نسبت به زمان

یکی از ویژگی های موثر در عملکرد روزانه ی افراد به ویژه در مدیریت زمان و تمرکز بر امور، جهت گیری افراد نسبت به زمان است. نگرش افراد نسبت به زمان در تک تک تصمیم گیری های آن ها تاثیر گذار است. برخی افراد گذشته گرا هستند یعنی بیشتر اوقات آن ها در حال نگاه کردن به گذشته هستند. گذشته گراها به دو گروه تقسیم می شوند گذشته گرای منفی که در نگاه به گذشته بیشتر ناکامی ها، شکست ها، سختی ها، تلخی ها و از دست دادن فرصت ها را به یاد می آورند. برای این گروه از افراد ایجاد انگیزه ی درونی برای هدفگذاری و انجام موفقیت آمیز کارها بسیار بسیار…

لباس و هویت

این حقیقت است که نوع لباس هایی که می پوشید و انواع اکسسوری یا زیورآلاتی که استفاده می کنید، چیزهای زیادی درباره ی شما می گویند: از کجا هستید، به چه گروهی تعلق دارید، چه کاری انجام می دهید و چه احساسی نسبت به خود و دیگران دارید. لباس شناسان یا روان شناسان فعال در زمینه ی مد و فشن، لباس را یکی از روش های اساسی ارسال سیگنال های اجتماعی می دانند، زیرا آن چه که ما می پوشیم هویت ما را نشان می دهد و ما با لباس خود نشانه های غیرکلامی به دیگران ارسال می کنیم. لباس ها نشان می دهند: چقدر قدرتمند هستید، چقدر تاثیر گذار هستید، چقدر…

داستان سوم. مرگ

داستان سوم درباره ی مرگ است. وقتی که من 17 ساله بودم، یک نقل قول خواندم که چیزی شبیه به این بود: "اگر هر روز را به گونه ای زندگی کنی که انگار آخرین روز توست، قطعا روزی درست خواهد بود". این عبارت تاثیری بر من گذاشت که از آن زمان در سی و سه سال گذشته ی زندگی خود، هر روز صبح در آینه نگاه می کنم و از خود می پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا همان کاری را انجام دهم که الان دارم می روم تا انجام دهم؟ و هر زمان که پاسخ من به این پرسش برای دفعات زیادی پشت هم "نه" است، می دانم که باید تغییری ایجاد کنم. به یاد داشتن این که من…

داستان دوم.عشق و از دست دادن

داستان دوم در مورد عشق و از دست دادن است. من بسیار خوش شانس بودم که زود فهمیدم عاشق انجام دادن چه کاری در زندگی ام هستم. من و دوستم "واز" اپل را در گاراژ خانه ی پدر و مادرم وقتی که من بیست ساله بودم شروع کردیم. ما بسیار سخت کار کردیم و در طول مدت ده سال، اپل از ما دو نفر در یک گاراژ تبدیل به یک شرکت دو بیلیونی با بیش از چهارهزار کارمند شد. زمانی که ما بهترین آفریده ی خود یعنی کامپیوتر مکینتاش را منتشر کردیم تازه یک سال از ورود من به سی سالگی می گذشت. سپس من اخراج شدم. چطور می شود از سازمانی که خودت آغازش کردی اخراج شوی؟ خوب،…

داستان اول. اتصال نقاط

استیو جابز سخنرانی پانزده دقیقه ای خود در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه استنفورد را این گونه آغاز می کند که: باعث افتخار من است که امروز در جشن فارغ التحصیلی شما از یکی از بهترین دانشگاه های دنیا، در کنار شما هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشدم و این برای من نزدیکترین تجربه ای است که تا کنون به فارغ التحصیلی داشته ام. امروز می خواهم فقط سه داستان از زندگی ام را برای شما بگویم. داستان اول درباره ی اتصال نقاط است. من پس از گذشت شش ماه از کالج، ترک تحصیل کردم، اما برای هجده ماه بعد از آن نیز در آن حوالی بودم تا این که…