روان شناسی مثبت گرا

نه راهبرد برای بیدار کردن انگیزه

منبع: کتاب انگیزه دانيل اچ. پينك

173
  1. خود را از لحاظ غرقگی امتحان کنید.
چهل بار در هفته به صورت تصادفی یادآوری تنظیم کنید و هر بار که دستگاه شما پیام می دهد یادداشت کنید مشغول انجام چه کاری هستید، چه احساسی دارید و آیا غرقگی را تجربه می کنید یا خیر؟ مشاهدات خود را ثبت کنید نگاهی به الگوهای به دست آمده بیندازید و به این پرسش ها پاسخ دهید:
  • چه لحظه هایی غرقگی را تجربه کردید؟ در آن لحظه ها کجا بودید؟ مشغول چه کاری بودید؟ چه کسی کنارتان بود؟
  • آیا غرقگی را در زمان های معینی از روز بیشتر تجربه می کنید؟ چگونه می توانید روزتان را بر مبنای یافته های خود از نو سازمان دهید؟
  • چگونه می توانید مقدار تجربه های بهینه خود را افزایش دهید و زمان هایی که احساس کردید دچار حواس پرتی، عدم تمرکز، غفلت از کار شده اید را کاهش دهید؟
  • اگر تردید دارید که شغلی که به آن مشغول هستید مناسب شما هست یا خیر، این تمرین درباره منبع واقعی انگیزش درونی شما چه می گوید؟
  1. سوال بزرگ؛ یک راه برای جهت دادن زندگی تان در راه آرمانی بزرگ تر این است که درباره ی عبارتی که خود شما در آن خلاصه می شوید، فکر کنید.
مثال: او وسیله ای را اختراع کرد که زندگی مردم را آسان تر کرد./ او به دو نسل از کودکان خواندن یاد داد.
  1. سوال کوچک؛ هر شب پیش از خوابیدن از خود بپرسید که آیا امروز کمی بهتر از دیروز بودم؟
این کار را برای حفظ انگیزش خود می توانید انجام دهید.
به خود یادآور شوید که سه روزه نمی توانید استاد شوید اما بهترین راه کسب اطمینان از این موضوع است که بعد از سه هزار روز عاقبت استاد می شوید.
  1. الگوی زاگمایستر
روال معمولی زندگی به این گونه است که ۲۵ سال اول عمر یادگیری، ۴۰ سال بعد کار کردن و ۱۵ سال آخر بازنشستگی است. زاگمایستر از خود پرسید چرا آدم پنج سال از دوره ی بازنشستگی خود را قیچی و تکه تکه و به سال های کار و تلاش وصل نکند؟ این گونه بود که هر هفت سال دفتر طراحی خود را تعطیل می کرد و رهسپار یک فرصت مطالعاتی سیصد و شصت و پنج روزه می شود. از این فرصت برای مسافرت، زندگی در مکان های جدید و امتحان کردن پروژه های جدید استفاده می کرد. او معتقد است در این یک سال تعطیلی بخش اعظم درآمدش را برای هفت سال بعد تامین می کند.
  1. میان بر زدن از موانع
حتی کسانی که از انگیزش درونی بالا برخوردارند گاهی کم می آورند. باید با راه حلی ساده و سرگرم کننده خود را از باتلاق ذهنی تان بیرون بکشید.
کارت های صدتایی حاوی راهبردهایی برای غلبه بر لحظه های پر تنش و فشاری که همیشه با نزدیک شدن سر رسید کارها همراهند. هر کارت حاوی عبارت یا پرسشی است که شما را از دست اندازهای ذهنی بیرون می کشد.
نمونه:
  • نزدیک ترین دوستتان در این موقعیت چه کار می کرد؟
  • اشتباه شما یک جور نیت پنهانی بود که در سر داشتید.
  • ساده ترین راه حل چیست؟
  • تکرار شکلی از تغییر است.
  • از کارهای آسان خودداری نکنید.
هر وقت که کارتان گره می خورد و جایی گیر می کنید، از میان این کارت ها یک کارت میان بر بیرون بکشید. این کارت ها در حکم ترقه های مغزی هستند و با وجود فشارهایی که احاطه ای بر آن ها ندارید، ذهنتان را باز نگه می دارند.
  1. فهرستی برای نه گفتن داشته باشید.
بیشتر ما فهرستی از کارهایی که باید انجام دهیم داریم اما علاوه بر فهرست بایدها یک فهرست نبایدها نیز لازم است. تا جایی که امکان دارد با استفاده از این فهرست نباید ها سعی کنید خودتان را از شر اجبارهای غیرضروری، مزاحمت های وقت گیرو فشارهای بیهوده که سر راهتان قرار می گیرند رها کنید. برای برداشتن یکی یکی این موانع نخستین گام نام بردن آن هاست.
  1. خود را پنج قدم به مهارت نزدیک تر کنید.
تمرین حساب شده و سنجیده، تمرین تمرین و باز هم تمرین اما نه هر تمرینی، بلکه تمرین حساب شده که هدف آن بهبود عملکرد است.(تلاش همیشگی برای بهبود کارایی در یک قلمرو خاص)
تغییر عملکرد با تعیین هدف های جدید، تلاش با تمام توان برای رسیدن به وضعیتی بهتر در هر بار است
تکرار، تکرار و باز هم تکرار بسیار اهمیت دارد
به دنبال بازخورد انتقادآمیز باشید. سرسختانه بر نقطه ضعف ها متمرکز شوید
برای فرایندی که هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ جسمی طاقت فرساست آماده شوید
  1. تمرین الن وبر در کتاب حساب سرانگشتی
برای ارزیابی این که آیا شما در مسیر استقلال عمل، تبحر و آرمان قدم برمی دارید یا خیر، تعدادی کارت به ابعاد ۸ در ۱۲ سانتی متر تهیه کنید. روی یکی از کارت ها پاسخ خود به این پرسش را بنویسید که چه انگیزه ای امروز صبح شما را از رختخواب بیرون کشید؟ و پشت همان کارت یادداشت کنید که شب ها چه چیزی نمی گذارد چشم بر هم بگذارید؟ هر پاسخ را در یک عبارت واحد خلاصه کنید اگر پاسخ خود را دوست نداشتید آن را دور بیندازید و دوباره سعی کنید تا عبارتی را بنویسید که خوشتان بیاید حال اگر هر دو پاسخ به شما حس معنا و جهت می بخشد از آن ها به عنوان قطب نما استفاده کنید و هر از گاهی آن ها را وارسی کنید ببینید هنوز هم حقیقیت دارند. اگر پاسخ های خود را دوست ندارید به این پرسش پاسخ دهید که می خواهید در این باره چه کار کنید؟
  1. پوستر انگیزشی خود را بسازید.
انگیزش امری کاملا شخصی است و فقط شما هستید که می دانید چه واژه ها و تصاویری شما را به حرکت وا می دارد.

Leave A Reply

Your email address will not be published.